سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

سام و ااین روزهای در خانه

بهت بگم که این روزا اردک و همستر و کارتون دیدن و بازی کردن همه زندگیت شده😊البته که به اردکت می رسی خودت همه کاراش رو می کنی و کلی وقتت رو می گیره و سرت گرمه باهاش خیلی دوسش داری اردک رو از شمال خریدیم و الان کلی بزرگ شده و بامزس و خیلی بهش علاقه داری گفتم تو وبلاگت ازش برات عکس بزارم به یادگار دیگه بگم که به گلدونا رسیدگی می کنی و کلی مواظبشون هستی ، لگو بازی می کنی و کلی نقاشی قشنگ کشیدی 😊   ...
20 خرداد 1399

وقتی نزدیک تولدت میشه

بعد چند وقت سری زدم به وبلاگت که وقتی تو گوگل می زدم مویا اولین یا دومین مورد بالا می یومد . پسرم روزگار روزگار عجیبی شده ویروس کرونا دنیارو به هم ریخته و مدرسه ها ماه هاست که بسته هستند. الان دیگه سواد خوندن و نوشتن رو پیدا کردی و برای خودت آقایی شدی البته کمی شیطنت می کنی خودمختاری و کلا نمی دونم چقدر زمان زود برای بزرگ شدنت می گذره اما مهربونی دقیقی و دلسوز این برام خیلی مهمه همه چیز رو خوب می فهمی سخته برام که بتونم همه بزرگ شدنت کارات و رفتارت رو بنویسم اما بازم نوشتن این وبلاگ برام ارزش داره چون از قبل از باردار شدنت برات می نوشتم . راستش بعد از ویروس کرونا همه دنیا رفت تو حالت خطرناک و شما مدرسه نمی ری خوب حقم دارین شما بچه ...
28 ارديبهشت 1399

شمال خرداد ۹۸

دومین مسافرت امسال رو در واقع به خاطر رفع کردن ناراحتی و غم از دست دادن دایی ناجی من رفتیم یعنی ور کاقع من خواستم کمی مامی حالش بهتر باشه خیلی نگرانش بودم متاسفانه دایی عزیزم رو از دست دادیم چه فایده که کسی که می ره برای آدم خاطره های خوبش رو و غم نبکدنش رو به یادگار می زاره. بگذریم که دایی ناجی چقدر دوست داشتنی بود و جدای دانشمند بودن و فرهیختگی که داشت قلب مهربون و روح بزرگی داشت . اون بود که از کودکی من رو با موسیقی کلاسیک آشنا کرد باهام کلی مهربونی و بازی می کرد و من عاشقش بودم. این شما برای بهتر شدن حالمون و البته برای خستگی در کردن شما بسیار مفید بود و کلی کنار دریا بازی کردی و توی ویلا گشتی و بهت خوش گذشت کلی هم از تونل خرید کردی و...
10 دی 1398

تولد ۷ سالگی سام

من خیلی وقت بود برات ننوشته بودم و خیلی خیلی دلم می خواست بنویسم جون تو کلی بزرگ شدی کلی اتفاق افتاده و من کلی از نوشتنم عقب موندم دوستت دارم هفت عدد مقدسی است و می دونم و آرزو دارم سال بسیار خوبی برات باشه. یه تولد اون جوری که دوست داشتی خودت برات گرفتم ووستایی که دوست داشتی شام پیتزا سفارش دادی و تمت بتمن بود حسین و آراد و باران مهمون کوچولوهات بودن و شبش خیلی خوشحال بودی و بهم گفتی کی دوباره تولدم میشه  سال ۹۷ با همه سختی ها و خوشحالی هاش با همه خوب و بدش گذشت . عزیزم بهت افتخار می کنم که سواد یدا کردی کلی اجتماعی شدی و کلی دوستای خوب پیدا کردی. عاشقانه دوستت دارم برات آرزوهای خوب دارم و امیدوارم بالندگی مردونگیت و انسانیتت رو ببی...
2 خرداد 1398

شیراز اردیبهشت ۹۷

سفر شیراز یهوییی برامون جور شد و من از سرکار شما رو برداشتم و سریع حاضر شدیم تو خونه و رفتیم با قطار به همراه باباشی برای خاکسپاری دکتر معارف البته که با وجود سریع جور شدن سفر و ... خیلی خوش گذشت و شیرازی ها کلی مهربونی کردن و خیلی سفر دوست داشتنی شد ما سه شنبه رفتیم و جمعه برگشتیم ولی انگار خیلی اونجا بودیم ️...
26 ارديبهشت 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد